خسته ام...!

چه جای ماه،

که حتی شعاع فانوسی

درين سياهی جاويد کورسو نزند

به جز طنين قدمهای عابران ملول

صدای پای کسی،سکوت مرتعش شهر را نمی شکند.

به هيچ کوی و گذر

صدای خنده مستانه ای نمی پيچد

ـ کجا رها کنم اين بار غم که بر دوش است؟

چراغ ميکدهء آفتاب خاموش است...!

*************************************************************

دوستای هميشه مهربون ، فعلا خداحافظ....هميشه شاد باشين.23.gif

/ 44 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
tara

بيااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ديگههههههههههههههههههه کجاااااااااااااااااااااااااااا رفتييييييييييييييييی تو رو خدااااااااااااااا به کسی که ههههههههههههه میپرستييييييييييييييييی

دختر مهربون

سلام دوست عزيزو دلم برات تنگ شده بود . به اميد روزهايی خوب و شاد برايت ! پيشم بيا خونه ما بی حضور شما معنی ندارد .

کسری

آوخ ؛ عجب دردیست یاران را ندیدن رنج گرانیست بار فراق نازنینان راکشیدن

اولين ستاره شب

سلام محيای عزيز .. خانمی سکوت سنگين اينجا قلبمونه بد جوری متراکم می کنه ...يه زمان در و ديوار وبلاگت سرشار از عشق و لطافت بود......ياد اون روزهای با تو بودن به خير هميشه در خاطرمان هستی....اميدوارم يه روز دوباره با برگشتنت همه ما را شاد کنی...قربانت

اولين ستاره شب

رفت وچشمم را برایش خانه کردم برنگشت ... بس دعاها از دل دیوانه کردم برنگشت.... شب شنیدم زاهدی می گفت او افسانه بود... در وفایش خویش را افسانه کردم بر نگشت.... زلفهایم را که روزی می ربود از او قرار.... تا سحر گاهان برایش شانه کردم بر نگشت.... تا بداند در ره او با کسانم کار نیست.... خویش را با دیگران بیگانه کردم بر نگشت.... این من مسجد نشین عاشق سجاده را.... چند روزی صاحب می خانه کرد و برنگشت...

خاکستر

لحظه اي با من باش تا به باغ چشم تو پنجره اي باز کنم از تو شعر و قصه و ترانه اي ساز کنم شعري هم صداي بارون رنگ سبز جنگل و آبي دريا قصه اي به رنگ و عطر قصه هاي عاشقاي دنيا از يه لحظه تا هميشه، ميشه از تو پر گرفت تا او ج ابر ا کوچه پس کوچه شهر و با خيالت پرسه زد تا مرز فردا لحظه اي با من باش

نازی

لبان تاریکم را ببین که به جز هبوط لحظه های با تو بودن به چیز دیگری نمی اندیشند به چشمانت می اندیشد. به چشمانی که کران تا کران اقیانوس عشق را می توان در آنها احساس کرد.

کسری

تا تو مراد من دهی ، کشته مرا فراق تو .. تا تو بداد من رسی ، من بخدا رسیده ام...